اصلاح الگوی مصرف
نگاهی به سخنان گهربار مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری سال 1388 خورشیدی را "سال حرکت مردم و مسوولین به سوی اصلاح الگوی مصرف" نامگذاری کردند .
حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی خود با اشاره به تحولات جهانی و موفقیت های ملت ایران در سال گذشته تصریح داشتند که در سال گذشته شعار نوآوری و شکوفایی به طور جدی مورد توجه بوده و در آینده نیز این روند ادامه خواهد داشت.
ایشان با نگاهی به دورنمای سال جدید ، این سال را سالی بسیار مهم خواندند و با اشاره به دعای "حول حالنا الی احسن الحال"تاکید کردند: ما دچار اسراف هستیم و بسیاری از منابع کشور ، دچار اسرافگری های ماست و به هدر می رود و این امر منتهی به افزایش شکاف بین فقرا و اغنیا می شود و لذا باید الگوی مصرف را اصلاح کنیمایشان از عموم مردم درخواست نمود به سمت اصلاح الگوی مصرف بروند و امسال را سال حرکت مردم و مسوولین به سوی اصلاح الگوی مصرف دانستند.
ایشان در زمینه مسائل اقتصادی به بحران عظیم اقتصادی جهان اشاره و خاطر نشان کردند: برغم این بحران بزرگ که از آمریکا شروع شد و طوفان سهمگینی در جهان ایجاد کرد و با وجود تحریمها، مسئولان کشور توانستند کشور و ملت را از افتادن در موج عظیم مشکلات ناشی از بحران جهانی تا حدود زیادی، دور نگه دارند که البته باید همچنان مراقب بود و تلاش کرد تا انشاءاله پیشرفتهای اقتصادی روزبروز شکوفاتر شود.
حضرت آیت الله خامنه ای از بروز نوآوریها و شکوفاییهای چشم گیر در سال 87 ابراز خرسندی کردند و افزودند: عمل به این شعار در مرحله مقدماتی خوب بوده است اما باید شعار نوآوری و شکوفایی را همچنان با جدیت پیگیری کنیم تا به فضل الهی، به نقطه ای که شایسته ملت ایران است برسیم.
ایشان در تشریح زمینه هایی که نیازمند تغییر و تحول جدی است به موضوع "اسرافهای شخصی و عمومی" و مصرف بی رویه منابع مختلف کشور اشاره کردند و افزودند: اسلام عزیز و همه عقلای عالم، بر این نکته تأکید می کنند که مصرف باید مدبرانه و عاقلانه مدیریت شود.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان پیام نوروزی تأکید کردند: همه ما بخصوص مسئولان قوای سه گانه، شخصیتهای اجتماعی و آحاد مردم باید در سال جدید در مسیر تحقق این شعار "مهم، حیاتی و اساسی" یعنی"اصلاح الگوی مصرف در همه زمینهها"، برنامه ریزی و حرکت کنیم تا با استفاده صحیح و مدبرانه از منابع کشور، مصداق برجسته ای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حالها، ظهور و بروز یابد
اصلاح الگوی مصرف، چگونه؟
بیتردید هر مصرفکننده با توجه به تابع مطلوبیت و محدودیتهای بودجهای خود تصمیم میگیرد که چه چیز و با چه میزانی مصرف کند. حال اگر شاهد آنیم که در اقلامیاز کالاها عدم تعادل میان عرضه و تقاضا وجود دارد و این عدم تعادل هزینه هنگفتی را بر اقتصاد ملی تحمیل میکند، بیتردید باید اصلاح صورت گیرد و سیاستگذار این عدم تعادل را مرتفع کند. در این صورت با داده فرض شدن تابع مطلوبیت، سیاستگذار باید با اصلاح قیمت بر قیدهای بودجهای عاملان اقتصاد اثر گذارده و در جهت اصلاح الگوی مصرف و عدم تعادل در اقتصاد اقدام کند.
به عبارت دیگر، اگر مثلا در رابطه با میزان مصرف بنزین، برق، گاز و آب چنین معضلی وجود دارد، اتفاقا ایراد بر قیمتهای غیربازاری است که باعث میشود چنان قید بودجهای برای مصرفکننده ایجاد شود که بیشینهسازی مطلوبیت از راه مصرف بیحد و اندازه بگذرد و سرانه مصرف حتی چندین برابر کشورهای توسعه یافته باشد.چنین است که اگر کژی در مصرف مشاهده میشود، بیش از آنکه اشکال، امری سابژکتیو و درونی باشد که از نوع نگاه عاملان اقتصاد حاصل میشود، ایراد از دادههایی است که از سوی سیاست گذار به مصرفکننده میرسد. نمیتوان قیمتی پایینتر از بازار را به عاملان ارائه داد و از آن سو از آنان خواهش کرد که تابع مطلوبیت خود را با قیمتی دیگر حداکثر کنند که نتیجه آن مصرف کمتر باشد. این همان سرابی است که مخالفان بازار بارها و بارها به شوقش روان شدند و در آخر بدون رسیدن به نتیجه، تشنهتر از گذشته باز آمدند.
بر خلاف آنچه تصور میشود، اصلاح الگوی مصرف نه از طریق مداخله در تابع مطلوبیت بلکه با تغییر در محدودیتهای بودجه از طریق اصلاح قیمت به دست خواهد آمد.
چراکه تابع مطلوبیت امری درونی و خارج از دست سیاستگذار است و تازه اگر هم به فرض محال تصور کنیم که میتوان بر آن تاثیر گذارد، غیر از این نیست که عملی شدن این تغییر در گرو شکسته شدن حریم خصوصی است. نه آنکه تابع مطلوبیت افراد در گذر زمان تغییر نکند، بل این تغییر به دست دولت انجام نخواهد پذیرفت و اصولا مسوولیتی برای دولت در این زمینه نمیتوان متصور بود.
بنابراین اگر سیاستگذاران دولت براستی خود را یکی از مخاطبان پیام «اصلاح الگوی مصرف» میدانند به جای آنکه تصور کنند میتوانند با تبلیغ و دستور که خود برای اقتصاد هزینهزا است، این مهم را انجام دهند، باید به حیطههای دیگری نظر کنند که مصرف نامطلوب به واسطه مداخله آنان بر ضد نظم بازار ایجاد شده است. بر هم زدن قیمتهای نسبی، منشا اصلی هدر شدن منابع است و حال که انگیزهای مضاعف برای اصلاح وجود دارد، بازگشت به تعادل بازاری میتواند این مفسده را از بین برد. اما مساله دیگری نیز در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف وجود دارد. دولت در اقتصاد ایران خود بزرگترین مصرفکننده است و کاهش مصرف وی که با سیاست اصلاح الگوی مصرف همخوانی دارد، یکی از آن توصیههایی بوده است که اقتصاددانان بارها و بارها به دولت گوشزد کردهاند. کاهش مصرف دولت به معنای کاهش مداخله در اقتصاد است و متاسفانه دولتها در این جهت نتوانستهاند قدمیبردارند و هزینههای جاری دولت هر سال از سال قبل بیشتر بوده است. باشد که اینبار دولت، نه با تاسی به اقتصاددانان، بلکه با پیروی از الگوی امسال، قدمیبه سوی یک اقتصاد آزاد بردارد
راهکارهای اجرایی اصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخصهای زندگی و کاهش هزینهها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است.
از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به "اصلاح الگوی مصرف" بیشتر نمایان می شود.
اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگسازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.
اصلاح الگوی مصرف در دو سطح "تولید کالا" و "مصرف کالا" قابل بررسی است. در سطح تولید کالا که از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فن آوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند.
هم اکنون هدرروی در حوزه انرژی کشور نه صرفاً در بخش مصارف خانگی و مشاغل خدماتی و تجارتی، بلکه در پالایشگاه ها، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، واحدهای تولیدی و خودورها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی قابل قبول نیست. در کشورما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می رسد که 69 درصد آن در خانه ها است لذا با استفاده از لامپ های کم مصرف می توان تاحدود زیادی در این زمینه صرفه جویی کرد. تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو همچون باد، خورشید و زباله ها در مناطقی که قابل استفاده است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
در بخش ساخت و ساز باید اجرای آیین نامه ها و مقررات مهندسی از جمله مبحث 19 مقررات ساختمان که به بهینه سازی ساختمان در مصرف انرژی مربوط می شود، نهادینه شود. همچنین تولید مواد خوراکی از جمله نان باید با ضایعات کمتری همراه باشد. باید توجه به استفاده بیشتر از مواد قابل بازیافت در تولید الزامی گردد و دهها موارد مشابه دیگر که باید در هر صنف مورد توجه قرار گیرد.
در سطح "مصرف کالا" باید برای فرهنگ سازی نحوه مصرف بهینه خصوصاً آب، برق و گاز که تهیه آنها برای مصرف کننده سهل الوصول تر است آموزش از طریق مدارس، رسانه ها، تولیدکنندگان، وزارت نیرو و شرکت گاز بسیار موثرتر باشد. همچنین مردم ایران به علت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی به خوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بدان آن ارج می نهند لذا می توان در بخش آموزش از تعالیم و آموزه های دینی که بر صرفه جویی تاکید دارند نیز بیشتر بهره برد.
از آنجا که جهت تغییر الگوی مصرف، شناخت عمیق نیازهای هردو بخش مردمی و دولتی ضروری است باید مصرف سرانه دهک ها با سطح دستمزدها و استانداردهای مصرف جهانی دقیقاً مقایسه شود و سپس درصد و میزان یارانه لازم برای هریک از کالاها مشخص شده و قیمت یارانه ای و غیریارانه ای آن تعیین گردد. بنابراین می توان دریافت که اصلاح الگوی مصرف هم نیاز (و حتی پیش نیاز) هدفمندسازی یارانه هاست. تمامی این موارد جز با وضع قوانین و نظارت بر حسن اجرای آن میسر نیست و از این روست که نقش و تاثیر مجلس در اصلاح الگوی مصرف نمایان تر می شود.
نقش سیستم های مدیریتی در اصلاح الگوی مصرف
مشکلی که امروزه ما درباره اصلاح الگوی مصرف با آن مواجه هستیم در حالت اول نبود شناسایی و اطلاعات کافی درخصوص فعالیت هایی است که نیازمند اصلاح الگو هستند. در حالت دوم نحوه چگونگی اصلاح این الگو، در مواقع پایین بودن راندمان آن فعالیت است. برای حل این مشکلات چه باید کرد؟ آیا در این حالت سیستم های مدیریتی و استانداردهای روز دنیا از جمله ISO9001:2008 می تواند در این زمینه به ما کمک کند؟استانداردهای مدیریتی از جمله استانداردهایISO9001:2008، استانداردهایی هستند که چه در بخش صنعت و چه در بخش خدمات و حتی خانواده ها کاربرد دارند و به طور کلی هر کس و در هر موقعیتی می تواند از آن بهره ببرد، به طوری که حتی یک راننده تاکسی نیز توانسته در کشور ایتالیا آن را دریافت کند.یکی از اهداف مهم این استاندارد که نقش مدیریتی را در خانواده ها، سازمان ها و جامعه ایفا می کند، افزایش بهره وری و راندمان در بخش های مختلف یک خانواده، سازمان و در نهایت جامعه است که در حقیقت بهینه سازی منابع و در نهایت و در صورت نیاز اصلاح الگو را بیان می کند.برای آشنایی بیشتر با این استاندارد و نقش آن در اصلاح الگو از توجه و تمرکز این استاندارد، جهت شناسایی فرآیندها در خانواده ها، سازمان ها و جامعه شروع می کنیم. این استاندارد در آغاز تاکید بر این دارد که ابتدا باید فرآیندهای موجود در خانواده ها و سازمان ها شناسایی شوند سپس تعامل و تعالی آنها مشخص شود. حال فرآیند چیست؟از دیدگاه استاندارد هر فعالیتی که از پاره یی منابع انسانی و نرم افزاری و در کنار آن سخت افزاری استفاده کند و داده ها را به عنوان اطلاعات ورودی پردازش و به نتایج خروجی تبدیل کند، فرآیند گفته می شود. ما فرآیند را با یک مثال ساده در خانواده ها تشریح می کنیم و آن هم عملیات گرم کردن آب مورد نیاز برای مصارف داخلی یک واحد ساختمانی است که ما آن را می توانیم به عنوان یک فرآیند در نظر بگیریم. ورودی این فرآیند آب سرد بوده و در نهایت با عملیات و پردازشی که صورت گرفته، آب گرم به صورت خروجی به وجود آمده است. هر فرآیندی یک هدف را دنبال می کند و همچنین هر فرآیندی باید از پاره یی منابع استفاده کند تا بتواند عملیات و پردازش را انجام دهد و منابع نیز خود می توانند به دو صورت
1- منابع سخت افزاری و نرم افزاری
2- منابع انسانی تقسیم بندی شوند.
درخصوص فرآیند مذکور، منابع سخت افزاری وجود یک شوفاژخانه و تاسیسات آن یا آبگرمکن است و درخصوص منابع نرم افزاری می توان به نحوه تنظیمات این وسایل اشاره کرد و همچنین در مورد منابع انسانی می توان به فردی که راه اندازی و نگهداری این سیستم را بر عهده دارد، اشاره کرد.در مرحله اول ما این فرآیند را شناسایی کرده ایم زیرا فعالیتی است که ورودی و خروجی داشته و از پاره یی منابع نیز استفاده می کند. ولیکن کار ما در این مرحله تمام نمی شود، زیرا هنوز بهره وری و راندمان این فعالیت مشخص نیست.برای این کار باید شاخصی مشخص شود و پیرو آن شاخص فرآیند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. ذکر این نکته بسیار ضروری است که انتخاب شاخص بسیار مهم است، به طوری که نتایج آن در تصمیم گیری ما موثر است. ما می توانیم یک یا چند شاخص را برای یک فرآیند در نظر بگیریم. به عنوان مثال برای فرآیند مذکور می توانیم شاخص مقدار لیتر آب گرم شده (60 درجه سانتی گراد) در طول یک ماه را در نظر بگیریم. نکته مهم این است که آیا این شاخص می تواند به فرآیند ما کمک کند؟ در حالت اول ما به هدف فرآیند یعنی گرم کردن آب به 60 درجه رسیده ایم و ورودی ما به خروجی تبدیل شده است ولیکن با چه قیمتی و صرف چه منابعی؟این حالت مبهم به ما نشان می دهد انتخاب شاخص فرآیند ما درست نیست، به طوری که کمکی به اندازه گیری فرآیند و تحت کنترل درآوردن آن نمی کند لذا باید شاخص مورد نظر را تغییر دهیم. در این حالت می توانیم از شاخص مقدار لیتر آب گرم شده نسبت به انرژی مصرف شده (سوخت گاز و“) در طول یک ماه استفاده کنیم. که در این حالت هر چقدر مقدار عددی شاخص ما کمتر باشد، ما به نتیجه بهتری در فرآیند رسیده ایم ولی اگر مقدار عددی شاخص فرآیند بیشتر از حد نرمال و طبیعی باشد (این حالت و عدد نرمال را می توانیم در طول روند چندماهه به دست آوریم یا از مقادیری که دیگران با تجربه و تحقیق به دست آورده اند استفاده کنیم) باید الگوی مصرف را اصلاح کرد، زیرا از حد طبیعی خارج شده است. بنابراین در حالت اول انتخاب شاخص مهم است و در حالت دوم تجزیه و تحلیل و پایش روند آ ن در طول یک زمان مشخص.با مثال ساده فوق به این نتیجه می رسیم که با انتخاب یک شاخص مناسب در هر فرآیند می توانیم آن فرآیند را تحت کنترل درآوریم و در حالت های نامناسب آن را اصلاح کنیم.طریقه اصلاح الگو نیز از مواردی است که نیاز به بررسی دارد. به عنوان مثال یکی از دلایلی که ممکن است افزایش عددی شاخص مثال گرم کردن آب را داشته باشیم، روشن ماندن شوفاژ خانه و آبگرمکن در مواقع غیرضروری و زمانی که خانواده ها بیرون از منزل هستند، باشد یا دلایل دیگر. از این گونه فرآیندها در خانواده به مثال های زیادی می توان اشاره کرد از جمله فرآیند خرید که یکی از ورودی های آن می تواند مقدار اقلام مورد نیاز در خانه و خروجی آن مقدار مواد و اقلام خریداری شده باشد. برای انتخاب شاخص به این نکته توجه کنید که در بعضی از خریدها از جمله نان اسراف های زیادی می شود، زیرا بیشتر از مقدار مورد نیاز خانواده خرید صورت می گیرد و در نهایت مقدار اضافه فاسد شده و باید دور ریخته شود. از مواردی که باید به آن اشاره کرد و آن را در نظر گرفت، مدارک و سوابق پشتیبان در هر فرآیند است، به طوری که در مثال یک این مدارک و سوابق پشتیبان دستورالعمل و روش های کار با آبگرمکن یا شوفاژخانه است و در مثال دو لیست مقدار مواد خریداری شده است.با الهام گرفتن از این گونه استانداردهای مدیریتی از جملهISO9001:2008 به راحتی می توانیم فرآیندهای موجود در خانواده را شناسایی کنیم، سپس برای فرآیندهای مشخص شده شاخصی را در نظر بگیریم و آن شاخص را مورد تجزیه و تحلیل و پایش قرار دهیم و در صورت روند و مقدار نامناسب آن فرآیند را اصلاح کنیم که همان اصلاح الگوی مصرف است. این استانداردها را می توانیم برای هر سازمانی بسط و گسترش دهیم، به طوری که هم اکنون در خیلی از سازمان ها در حال اجرا است ولیکن تنها چیزی که در اکثر سازمان ها رعایت نمی شود مبحث تجزیه و تحلیل آن و در صورت بروز مشکل و روند نامناسب، یافتن راهکارهای مناسب است.
وضعیت کنونی ایران در مقایسه با کشورهای دیگرو لزوم اصلاح الگوی مصرف
وضعیت ایران در الگوی مصرف جهانی
رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال نو، سال جدید را سالی مهم خواندند و با ابراز امیدواری درباره غلبه قدرت ایمانی ملت ایران بر همه حوادث و تحولات این سال، افزودند: با توجه به اهمیت "حیاتی و اساسیِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع کشور"، سال جدید را در همه زمینه ها و امور، سال اصلاح الگوی مصرف می دانم. اهمیت و سبب این نامگذاری را زمانی در می یابیم که میزان مصرف در ایران را با کشور های دیگر مطالعه، مقایسه و مورد بررسی قرار دهیم.
بر اساس گزارش، موسسه «مارکت اوراکل» ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است و بیش از 36 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007 در ایران مصرف گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در کشورمان حدود 11 لیتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2، در انگلیس 5/3، در فرانسه 9/1، در کانادا 5/6 و در کشور آمریکا 3/7 لیتر در روز است.
هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2 برابر میشود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر میشود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف میکند. هماکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف میشود. و هر ساله بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص مییابد در حالی که در صورت مصرف استاندارد، ایران میتواند یکی از صادر کنندگان بنزین باشد.
سرانه مصرف نان در ایران به گفته معاون وزیر بازرگانی حدود 160 کیلوگرم در سال است که نسبت به کشورهای اروپایی نظیر فرانسه که 56 کیلوگرم و در آلمان 70 کیلوگرم در سال است بیش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یارانه نان طی پنج سال اخیر به طور متوسط سالانه بیش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاری این رقم بالغ بر 26 هزار میلیارد ریال است و ادامه این روند طی 10 سال آینده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزایش یارانه قیمت نان ، میزان یارانه پرداختی به 600 هزار میلیارد ریال خواهد رسید.
براساس گزارش صندوق بینالمللی پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم 37 میلیارد دلار میباشد .مصرف سرانه انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژى در ایران با بسیارى از کشورهاى جهان ، شاهد وضعیت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستیم .
در بخش ساختمان و مسکن ایران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژی به ازای هر مترمربع در ایران 6/2 برابر متوسط مصرف در کشورهای صنعتی است که در بعضی از شهرهای کشورمان، این رقم به حدود 4 برابر می رسد.
الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف میشود! از نظر مصرف برق هم ، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست.ودولت سالیانه یارانه 4 هزار میلیارد تومانی برای برق در نظر می گیرد. دکتر داوودى معاون اول رئیسجمهور در همایش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ایرانىها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.
به گفته مسولین ایران بعد از کشورهای امریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعی در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 میلیارد متر مکعب در سال 2008 رسیده و پیش بینی می شود در سال 2012 میلادی میزان مصرف به 277 میلیارد متر مکعب برسد. و با ادامه این روند در سال های آینده ایران به یک مصرف کننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالی است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگی تعلق داده است.
سرانه مصرف شکر در ایران 29 کیلو گرم است در حالی که میانگین مصرف شکر در جهان 22 کیلو گرم می باشد . و نیز تحقیقات کارشناسان نشان می دهد ایرانی ها 30 درصد بیشتر از میانگین جهانی روغن مصرف می کنند و همچنین مصرف میوه در ایران 4 برابر استاندارد جهانی است.
همانطور که مشاهده می کنیم مقایسه میزان مصرف در بخش های مختلف با سایر کشورها ، نشاندهنده وضعیت بسیار نامطلوب مصرف در همه زمینه ها است. و جالبتر اینجاست که سالیانه نزدیک به 2/12 هزار میلیارد تومان یارانه واقعی و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت می کنیم. که در مجموع مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزی در حدود 90 هزار میلیارد تومان است.
امید است با استراتژی و راهبردی که مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خویش تبیین فرمودند، یک عزم جدی در دولت و مجلس برای تهیه یک نقشه راه در جهت اجرای اصلاح الگوی مصرف تهیه شود . ونبایدخودمان را با برگزاری چند سمینار وکنگره در این خصوص ،سرگرم کنیم و ا ز اصل پیام ایشان غافل شویم. تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری بصورت واقعی تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذیر است و ورود به این پیکار امروز یک تکلیف شرعی و ملی محسوب می گردد
ایوب محمدیان